مردی که شریف بود!

در وصف او زیاد گفته و نوشته اند، مردی آرام با چهره ای عمیق و دوست داشتنی، کلام آهنگین، روایت هایی تب آلود و متفاوت و موسیقی خاصی که در سرتاسر نگاشته هایش جاری است...

مردی که شریف بود!

دختر محسن شریف با اشاره به عشق وصف ناشدنی که بین او و پدر وجود داشته، به خبرنگاران گفت: صحبت در مورد پدرم که سراسر وجودش گوهری سبز بود و نگینی بی همتا، تمام وجودم را بابت نداشتنش آتش میزند. در نظر من او فقط جسمش به خاک سپرده شد اما روح نازنینش لحظه ای از من جدا نبوده است.

سوگند شریف ادامه داد: عشقی که بین ما بود وصف نشدنی ست و می توانم بگویم تنها عشق واقعی زندگی من پدرم بود که برق چشمانش گواه این عشق راستین بود.

او با اندوه آشکاری می گوید: جدیت و اقتدار پدرم در میان خانواده نه به واسطه مرد بودنش -که هیچگاه اعتقادی به مردسالاری نداشت- بلکه به دلیل نگرانی های پدر بودنش همراه با حسی ناب و خاص خودش که از عمق چشمان پرفروغش نثار خانواده میکرد، نمایان بود.

یادگار شریف با اشاره به اینکه پدر تجربه تلخ داغ فرزند را تا آخرین نفسهای با ارزشش با قامتی خمیده حمل کرد، گفت: پیگیری فعالیتهای اجتماعی در قالب هنر و پرورش افکار هنری جوانان در کشف استعداهای نهفته شان، نظم و ادب در کلام و رفتار و تاکید بر بودن ارزشها و صبوری در پیشامدهای خواسته و ناخواسته جبر زندگی از او انسانی بی نظیر ساخته بود... متاسفم که دستانم دستان پر مهرش را کم دارد. آخرین نگاه پر مهرش آغاز غم انگیز ترین روزهای من بود. به امید دیدار هر چه زودتر من و پدرم...

به گزارش خبرنگاران، محسن شریف نویسنده بوشهری (تولد 5 آذر 1315-وفات 8 مهر 1395) تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه سعادت بوشهر و دوران متوسطه را در مدارس دارالفنون، اسکندری و رضاشاه تهران گذراند.

رمان های فصل های تکراری (انتشارات نوشتار 1369)، سال های صبر (انتشارات نیم نگاه 1379)، تب نوبه (انتشارات افراز، 1394) و مجموعه داستان های آس نحس (انتشارات قلمرو 1377) و ورار (انتشارات نیم نگاه 1381) از جمله آثار شریف بوده و همچنین مقالات و نوشته های پراکنده ای از او در نشریات به چاپ رسیده است.

علی باباچاهی، شاعر و نویسنده بوشهری در یادداشتی (منتشر شده در روزنامه پیام عسلویه-1395) درباره شریف نوشته است: شمال و جنوب و شرق و غرب کم ندارند از فکر، از متفکر، از شاعر و نویسنده و... با کلیتی رو به روییم که محسن شریف نیز در آن سهم داشت و این کم چیزی نیست!

شریف اما غالبا درخت خودش را آب می داد، در سایه خودش می نشست !…بی اعتنا نبود به آنچه می گذرد در اطرافش ! من خود را خط نمی زد. نامریی بود ظاهرا... این من، رویت پذیر بود اما به طرقی دیگر !

صوفی و عارف نبود و گوشه گیر نیز !

در حاشیه نبود. بر حاشیه می زیست . نمی خواست ( نمی توانست ؟) تماشاگه اهل راز باشد! اهل مصاحبه هم نبود، نه این که گرداگرد خانه اش را میکروفن ها محاصره کرده باشند. نیازی نیز نداشت که این گونه باشد و بنماید .

در نوشتن نیز می نوشت به گونه ای که گویا نمی نوشت ! اهل این نبود که پیش از نوشتن ، بسته های کاغذهای سفید را به این و آن نشان دهد که من آنم و اینم که در آینده ای نزدیک ، روزگار این سفیدها را سیاه خواهم کرد !

مقطع نویس بود و سنگین گذر!

در عاشقیتی بی حرف و حدیث، می نوشت. فضای کارش ، وهم آلود بود به قدری که گاه سرنخ روایت از دست خواننده فرار می کرد، تا جایی که وجه عمده روایت هایش را خود ارجاع می نمود و قابل تاویل !

رفیقی گفت : جای شریف را در جنوب ، کسی پر نمی کند!

سال 88 وقتی دو ناشر یکی از رمان های محسن شریف را به دلیل پیچیدگی روایت و متن داستانی و در نتیجه دشواری چاپ و نشر آن، برای او پس فرستادند، شریف در گفت وگویی عنوان کرد: گفتند که رمان سخت خوانی است و دارای روایت داستانی پیچیده ای است و از نوع داستان های معمول و متداول نیست. من این را قبول دارم اما سبک نوشتاری و فکر کردن من اینگونه است و بقیه کتاب هایم را نیز همینگونه تب آلوده نوشته ام…

احمدآرام، داستاننویسبوشهریدریادداشتیبهمناسبتدرگذشتمحسنشریف (منتشرشدهدرروزنامهفرهیختگان-1396) نوشته است: بدون شک محسن شریف نویسنده ای خاص بود که خواننده اش را منتظر نمی گذاشت تا داستانی اتفاق بیفتد؛ و آنچه خواننده می خواند قطعه ای از یک رویداد مه آلود بود؛ یا حواشی ای تلخ پیرامون داستان هایی که نمی خواست نقل کند. چیزی که به خواننده می رسید توصیف ارتباط آدم ها در جهانی رو به تاریکی بود، که در برش های منقطع و پازل مانند به خواننده نزدیک می شدند...

همچنین رضا معتمد، روزنامه نگار و فعال سیاسی بوشهری در یادداشتی (منتشر شده در روزنامه پیام عسلویه-1396) به مناسبت پنجم آذر زادروز این هنرمند نوشت: شریف، بی گمان یکی از شخصیت های اثرگذار فرهنگی و ادبی استان ما است نه فقط به خاطر داستان هایی که نوشته و رمان هایی که چاپ کرده است و همه نیز از جایگاه ارزشمندی از لحاظ ساخت زبانی و محتوایی برخوردارند. بلکه اثرگذاری او در عرصه فرهنگی استان ما از وجه دیگری نیز برخوردار است و آن نقش ارزشمند شریف در ایجاد نهادهای فرهنگی و بنیان های مردم نهاد ادبی است.

این نقش اثرگذار شریف، پیامدهای بسیار مهمی از جمله کشف و پرورش استعدادهای جوان ادبی داشته است. انجمن اهل قلم که محسن شریف یکی از بنیان گذاران آن بود و از سالهای پایانی دهه هفتاد شمسی پایه گذاری شد و تا اواسط دهه هشتاد نیز تداوم یافت، نقشی بسیار مهم و کارساز در حیات فرهنگی و ادبی استان ایفا کرد. این انجمن نه تنها در پرورش استعدادهای جوان بلکه در بزرگداشت مفاخر ادبی استان نیز سهمی به سزا داشت.

در تمام این سالها استاد محسن شریف، با تمام توان و سرمایه، در اداره سزاوارانه و موثر این انجمن کوشید و از هیچ چیز حتی بذل سرمایه های شخصی و تحمل برخی هزینه ها نیز فروگذاری نکرد.

او عاشق دلسوخته میراث فرهنگی و ادبی دیار خود بود و در تحمل مشقات و رنج ها، منت گذار هیچ کسی نبود.

کوچ غریبانه او در مهرماه سال گذشته آن هم پس از تحمل رنج چند ساله بیماری، ضایعه ای بزرگ برای فرهنگ استان بوشهر بود.

گفتنی است پیش از غروب آفتاب امروز 8 مهر ماه، و همزمان با سومین سالگرد مانایاد محسن شریف، جمعی از اهالی فرهنگ و هنر با قرار مهربانی، بر سر آرامگاه این هنرمند فقید در قطعه هنرمندان بهشت صادق بوشهر گرد هم آمده و یاد و خاطره او را گرامی داشتند.

بر روی سنگ مزار ابدی زنده یاد محسن شریف، بیتی از این بزرگ مرد صبور با امضای خودش حک شده است:

... تمام زندگی قصه اند و خوانده می شوند

فصل به فصل آدمی و جُرعه به جُرعه...

منبع: خبرگزاری ایسنا

به "مردی که شریف بود!" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "مردی که شریف بود!"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید